شناسه: 65146

لحظه و نحوه شهادت

قبل از شهادت، به همراه ایشان در یک ماشین به سمت قرارگاه پشتیبانی در حرکت بودیم ایشان درطول مسیر زمزمه می کرد و در خود فرو رفته بود. به مقصد که رسیدیم ترمز زد و از ماشین پیاده شد، گفت: دیگر نمی خواهم به مشهد بروم، دوست دارم به شهادت برسم، در آن وقت همه می خواستند برای تجدید قوا به خانه هایشان بروند، من از وانت پاییم آمدم و ایشان در همان حین بالای بار وانت بود که ناگهان یک انفجار رخ داد و دیدم ایشان دستش را به پهلویش گرفته و یا زهرا می گفت: و من هر چه صدایش می زدم فقط یا زهرا می گفت. کسی برای کمک در اطرافمان نبود به هر صورت ایشان را به اورژانس رساندم ولی دکتر گفت: ایشان به شهادت رسیده هر چند برای من قابل قبول نبود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه