خاطرات سياسي
سال 1355، بنده در نیروی هوایی درجه دار بودم که ایشان به دیدن من آمد و گفت: می خواهم بروم قم برای دیدن علما و پس از قم به پردیس کرج که تعدادی از علما در آنجا تبعید بودند رفت، بعد از آن به خدمت سربازی اعزام شد و در سال 56 به من اطلاعیه ای داد که در مورد دکتر شریعتی بود و مطالبی مثل مرگ بر شاه و رژیم ظالم در آن بود و آن برگه، اولین اطلاعیه ای بود که بدست من می رسید و این اعلامیه ها را چون پول برای تکثیر آن نداشت به صورت دست تویس آماده می کرد و در پادگان نیز پخش می کرد و باعث شد که چند نفر از سربازان و فرمانده گروهانش به نام حسین قزوینی هم فرار کنند و یک هستة کوچک چریکی برای فعالیت های انقلابی تشکیل داد.
ثبت دیدگاه