شناسه: 65164

خاطرات ورزشي

شهید علاقة زیادی به کشتی و نرمش پهلوانی و کوهنوردی و اسب سواری داشت ایشان در باشگاه بهرامی کشتی تمرین می کرد، یکروز که ما به آنجا رفتیم، یکی از آن دوبندها پوشیده بود و در حال نرمش بود و یکی از مدعیان آن باشگاه آمد و به ایشان گفت: فلانی با من می گیری؟ شهید هم خیلی غیرتی بود و علی رغم اینکه هفتة اول یا دوم بود که آنجا خودش را گرم می کرد، با او سر شاخ شد و یک یا علی (ع) گفت: و او را بلندذ کرد و زد زمین و آن بندة خدا با حالت سرافکندی ای در حال خارج شدن از باشگاه بود که حاج رضا رفت و صورتش را بوسید و گفت: من قصدی نداشتم، به هر حال کشتی زمین خوردن و زمین زدن دارد و در عین حال در جلوی عده ای که آنجا بودند، دست او را بالا برد و گفت: اتفاقی بود که به زمین خورد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه