شناسه: 65211

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی محمد حسن نظر نژاد : یک روز سردار شوشتری خاطره ای را از سردار نظرنژاد این گونه برایم تعریف کرد: یک روز پزشکی برای معاینه ی جانبازانی که ترکش خورده بودند آمده بود. ایشان در این زمینه تخصص زیادی داشت. به گونه ای که پوست شخص را که لمس می کرد متوجه می شد که ترکش در کدام قسمت بدن قرار دارد. خودش قسمت هایی را که ترکش داشت مشخص کرد و می گفت مثلاً این قسمت ها ترکش دارد. وقتی آقای نظرنژاد را معاینه کرد از تعداد ترکش هایی که در بدن ایشان وجود داشت و این که بابانظر چگونه با وجود این همه ترکش در بدنش زنده است تعجب کرد و گفت: با توجه به تعداد ترکشی که در بدن ایشان وجود دارد، هریک از این ترکشها با کوچک ترین حرکتی می تواند ایشان را به شهادت برساند. دکتر گفت: مثلاً اگر ایشان در حال آب خوردن باشد ممکن است هنوز آب تمام نشده ایشان به شهادت برسد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه