شناسه: 65223

زيرکي و هوشمندي

راوی محمد حسن نظر نژاد : در پنج طبقه های اهواز که بودیم یک روز شخصی آمد که ریش خیلی بلندی داشت و مثل فلسطینی ها چفیه دور سرش می بست. حدود یک هفته در صبحگاه هایی که برگزار می شد مقاله های آتشین و احساسی می خواند. یک روز آقای نظر نژاد به من گفت: به این فرد شک نداری؟ گفتم: چرا. گفت: فکر می کنم خیلی داغ است. این داغی برایش خوب نیست. باید مقداری به او پیله کنیم ببینیم چه کسی است و گفت: این شخص دارد بین بچه ها جای پا باز می کند. حواست را جمع کن. باید چند روزی زیر نظر داشته باشیمش تا ببینیم کیست. چند روزی او را زیر نظر داشتیم دیدیم این قدر جذاب و احساساتی سخنرانی می کند که لشکر نصر از او برای سخنرانی دعوت می کند. بعد از مدتی فهمیدم که این فرد از گروه منافقین تواب است و او را دستگیر کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه