شناسه: 65246

آخرين جملات شهيد

راوی محمد حسن نظر نژاد : در آخرین ماموریتی که پدرم با چند تا از برادران سپاه جهت بازدید از مناطق جنگی در کردستان داشتند من هم رفتم. به روی یکی از ارتفاعات رفتم. پدرم خسته شده بود. چفیه را پهن کرده و روی آن دراز کشید . من هم در کنار پدرم نشستم . پدرم به من گفت: مرتضی نگاه کن سر و صورتم چقدر سفید شده است من از خوابی که ایشان در مورد شهادتشان دیده بود اطلاعی نداشتم خواب دیده بود که تا موهای سر و صورتش سفید نشود شهید نخواهد شد گفتم : اشکالی ندارد . مشهد که رفتیم موهای صورتتان را رنگ کنید تا مشکی شود بعد از مدتی حالشان بد شده ایشان را سریع به بیمارستان انتقال دادند پدرم همان جا شهید شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه