توجه به خانواده
راوی غلامحسین نظر نژاد : موقعی که آقا محمد حسن از ناحیه چشم مجروح شده بود . و چشمشان را عمل کردند ایشان را به منزل آوردند . درد زیادی می کشید به گونه ای که اگر کسی دیگر بود تحمل این درد را نداشت . یک روز فرزندمان با ایشان بازی می کردند و از سر و رویش بالا می رفت . مادرم دست بچه را گرفت و گفت: بنشین سر جایت چرا پدرت را اذیت می کنی . محمد حسن گفت: زن عمو ، بچه را رها کن من ناراحت نیستم . بگذار بازیش را بکند
ثبت دیدگاه