شناسه: 65300

شرح عمليات

راوی محمد حسن نظر نژاد : عملیات خیبر در تاریخ 62/12/4 در منطقه هور الهویزه آغاز شد . در این عملیات تیپ 21 امام رضا مأموریت داشت که خود را به آن طرف هور که 48 کیلو متر داخل آب بود برساند و در آن منطقه با دشمن درگیر شود . منطقه را به تصرف خود در آورد این منطقه از نظر موقعیت زمین و استراژی نظامی بسیار قابل توجه بود چرا که در آن منطقه دو جاده مهم تدارکاتی عراق وجو داشت یکی از این جاده ها از طرف العماره به سمت بصره و دیگری از طرف بغداد به ناصره بود و قرار بود که این دو جاده را که شط دجله و قرات را به هم متصل می کرد ما قطع کنیم طول این هور حدود 200 کیلومتر است از تنگه چزابه تا نزدیکی بصره می باشد . و عرص آن 48 کیلو متر در بعضی جا ها بیشتر است .عمق آب به چهار متر یابیشتر می رسید . این هور را از نی های بسیار بلند و انبوه پوشیده شده بود و در داخل ان آبراههای توسط ماهیگیران و یا دولت کشیده بود . این هور را از نظر اقتصادی دارای منطقه ماهیگیری و چاههای نفت فراوان است و دو جزیره در داخل آن به نام جزیره مجنون شمالی و جنوبی می باشد که حدود 200 کیلومتر مساحت دارد بلندی نیزارهایی که در داخل آن است به 6 تا 8 متر می رسد و پوشش بسیار خوبی بوجود می اورد و ما هم از همین موقعیت هور استفاده کردیم . 4 نهر بزرگ و دو نهرآن از عراق و دو نهر دیگر آن از ایران بودآب این هور را تأمین می کند . نهرهای ایران کرخه و فیشان و نهرهایی که از عراق می اید دجله و فرات نام دارد . آن طور که در اول یاد آور شدم عملیات خیبر در شب چها رم اسفند 62 در این منطقه به دستور فرماندهی قرار گاه خانم الانبیا آغاز شد . در این عملیات مشخص بود که باید در کنار دجله و فرات نزدیک شهری از عراق بهنام القرنه واقع بود بجنگیم . با شناسایی مکرری که شده بود ما در ساعت 7 بعد ظهر 62/12/3 گردان خظ شکن را با بلم و قایق های بدون موتور روانه هور نمودیم . این کا تا شب چهارم شب موعود بود ادامه داشت و در آن شب بر دشمن زبون حمله کرده و خط آنها را شکستند و نیروهای ما ان شب را تا صبح پا رو زدند و در تاریکی شب خود را به دشمن رساندند و روز را در نیزار هایی که قبلا یاد آور شدم مخفی کردند تا اینکه شب موعود فرا رسید . گردا نهایی که بعد به این گردان می بایست ملحق شوند به علت اینکه ما قایق زیادی در اختیار نداشتیم قرار بود که چهار گردان دیگر در شب چهارم برج به گردان اولی افزوده شود تا محور های مشخص شده به تصرف ما در بیاید ولی ما دو گردان را در شب موعود نتوانستیم برسانیم چرا؟ به این علت نبودن کافی بود . دومین علت که از مشکلات مهم به حساب می امد این بود که ما فکر می کردیم که با یک آبراه میشود نیروها را به آن طرف منتقل کرده ولی در عمل متوجه شدیم که حسابمان اشتباه از آب در آمد خوب با این حساب سه کردان بیشتر نداشتیم و چا ره ای هم جز رفتن به آن طرف نداشتیم چرا ؟ چون لشگرهایی که باید در جزیره مجنون در سمت چپ ما عمل می کردند رفته بودند و لشگر 5 نصر که باید در سمت راست ما در شهر البیضه عمل کند نیز حرکت کرده بود . ما به ناچار به دریا زدیم فرمانده تیپ مستقل امام رضا آن روز برادر قالیباف بود و من مسئولیت خط را در آنجا با سه تا از برادران دیگر به نامهای شهید غلام حسین اسد الهی و شهید نعمانی و شهید حسین کارگر به عهده داشتیم . فرمانده لشگر گفت که هر یک مسئولیت یک گردان را به عهده بگیرند و قرار شد شهید اسد الهی با گردان الحدید و شهید نعمانی با گردان رعد و شهید فاضل الحسینی و شهید کار گر با گردان یاس حرکت کنند . من با فرمانده لشگر در یک قایق به نام لنجور که مرکز هدایت عملیات بود پشت سر گردانها حرکت کردیم ساعت 8 شب بود که خود را به نزدیکی خطوط دشمن رساندیم اما باز هم سه کیلومتر با دشمن فاصله بود . عملیات قرار بود ساعت نه شب آغاز شود من مکرر به ساعتم نگاه می کردم . ساعت نه و پنج دقیقه بود که اولین آتش سوزی از منطقه دشمن مشاهده شد و بیسیم فرمانده گردان به صدا در امد وو به ما گفت که خود را به دشمن رسانده ایم و خط دشمن را شکسته ایم . جنگ کم کم گرم شده بود و صدای انفجار پی در پی و غرش مسلسلها به گوش می رسید . ما یک خمپاره120 و خمپاره 81 و یک کاتیوشا بر روی قایق سوار کرده بودیم بر روی دشمن آتش می ریختیم . جنگ سختی در این منطقه رخ داد که این جنگ سخت حدود 7 روز به طول انجامید و سر انجام بعد از 7 روز در گیری ما مجبور شدیم اینمنطقه را ترک کنیم. علتهایی که ما این منطقه را ترک کردیم : اولا نبودن قایق به اندازه کافی و نبودن آتش پشتیبانی ثانیا نداشتن امکانات مهندسی که یکی از حساسترین چیزها برای جنگ است ، ثالثا به حساب نیاوردن زرهی دشمن و هلیکوپتر های توپدار دشمن که مکرر بر سر نیروهای ما آتش می ریختند و همچنین لشگر 5 نصر نتوانسته بود هدفهایی از پیش تعیین شده را تصرف کند . در نتیجه جناح راست ما خالی ماند و دشمن بعد ازهفت روز نبردخونین از همان منطقه خالی نفوذ کرده بود و نیروهای ما را تقریبا به محاصره انداخته بود . و ما چطور می بایست عقب نشینی کنیم ما که تقریبا 5 گردان نیرو در این منطقه داشتیم چه باید می کردیم تانکهای دشمن به ما نزدیک و جنگ تن به تن سختی در گرفته بود .برای ما فقط یک راه باقی مانده بود و آنهم فداکاری در راه اسلام و انقلاب و ما هم تا حد توان این کار را کردیم . شهید حسن آزادی قائم مقام تیپ مستقل امام رضا مشهد ، علی رضا نعمانی ،‌حسین کارگر ، سید احمد موسوی ،‌رضا پروانه ، حسین مهاجر و شهید غلام حسین اسد الهی ده نفر از فرماندهان خوب ما بودند . ‌ما تا تاریکی شب استقامت کردیم و در تارکی شب نیروهایمان را به جزیره مجنون که منطقه تثبیت شده بود عقب کشدیم . نیروهاحاضر به ترک منطقه نبودند و ما با هزار خواهش توانستیم که از این منطقه عقب نشینی کنیم و بدا با امکانات بیشتر حمله را آغاز کنیم و آنها قبول کردند و تا ساعت 8 صبح ما توانستیم آنها را به جزیره مجنون منتقل کنیم و لی شهدای ما در آن منطقه به جای ماند . ‌

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه