مسجد فیل
پس از طرح لوايح ششگانه شاهنشاهي، ايران يکپارچه اعتراض شده بود. در سال 1342 شمسي روزهاي شهادت حضرت فاطمه "س" از استاد هاشمينژاد جهت سخنراني در خيابان نواب صفوي "پايين خيابان" در مسجد فيل در يکي از مناطق محروم مشهد دعوت به عمل آمد. او هنگام سخنراني با سينهاي پرتب و طوفان پتک فرياد را بر فرق رژيم تبهکار ميکوبيد. فريادش موج ميآفريد. ميرفت خشم مردم را در مسير رودي خروشان هدايت کند تا جميعت 25 هزار نفره حاضر در مسجد و خيابان با سيلي خروشان کاخ ستم را از بين بيرون آورد.دانشمند نستوهي که جلوهگاه صفات پسنديده بود، در کوران اختناق دم از حقوق مظلومان ميزد. او مبارزهاي قهرآميز را با سردمداران ستم آغاز کرده بود. ساواک که خطر را در بيخ گوش خويش حس کرده بود، دستگيري سيد را تنها راه علاج درگيريها و تظارات مشهد ميدانست. مأموران ساواک با بياحترامي وارد مسجد شدند، در حالي که مردم سراپا گوش به سخنان سيد بودند شخصي از بين جمعيت به بالاي منبر رفت، و خبر آمدن ساواک را به اطلاع او رساند و گفت: جمعيت آماده است در يک لحظه چراغهاي مسجد خاموش شود. و از فرصت، شما را فراري دهند. سيد سخنانش را قطع کرد و گفت:هرگز! هرگز! فرار کار زبونان است. در صورت فرار با دلهره هميشگي گرفتار زندان ترس و وحشت خواهم شد.بيهراس به سخنراني خود در حضور مأموران ساواک ادامه داد. آنشب منبر طولاني شد. و جمعيت هر لحظه بيشتر ميشد. و او فرياد و خروش برمي آورد. فرياشد گرمابخش دلهاي خسته بود. و بيمهابا سخن ميگفت. سيد با خطابه آتشين خود پلي از جاودانگي بر بام وجود ميزد. و پشت دشمن را ميلرزاند.
او با اطلاع از آمدنِ ساواک به مسجد نگاهي به اطراف کرد و مأموران ساواک را که با لباس مبدل در مسجد بودند، از رفت و آمدهاي مشکوک شناخت. با مشهاي گره کرده با صدايي رسا، بانگ برآورد:
" اگر برنامه سرکوبي و ايجاد ترس و قانون جنگل به رخ مردم کشيدن را نداريد، ميتوانستيد در منزل يا پيش از منبر احضارم کنيد."
ثبت دیدگاه