رایحه بهشت
در پنجم مهرماه 1360 زنگ تلفن به صدا درآمد و او را از مرگي سرخ ترساندند. اما سيد آن را پيغام شهادت تلقي کرد. زندگي مردي که با عقيده و جهاد آميخته بود، محصولي جز شهادت نخواهد داشت.
سيد شهادت را اتصال به ابديت ميدانست. شهادت آرماني بود که عمري آن را آرزو ميکرد و يادش به او آرامش ميداد. چون سرورش امام حسين عليهالاسلام، مرگ را جز سعادت و سکوت را جز ذلت نميدانست با اين زنگ تلفن به ياد رؤياي چند روز پيش خود افتاد.
با نزديک شدن شعلههاي آتش به امام خميني، تلاش سيد براي خاموشي آتش فايده نبخشيد. تمام لباسهاي امام سوخت. اما جان امام سالم ماند.
او با تعبير عاشقانه گفت: همة ياران امام که چون لباس محافظ اويند شهيد خواهند شد. که با خواست خدا، من هم از شهدا خواهم بود. اما خورشيد وجود امام عزيز همچنان ميتابد.
ثبت دیدگاه