شناسه: 65367

خواستگاری

بهش‌ پيله‌ كرده‌ بوديم‌ كه‌ بيا برويم‌ برات‌ آستين‌ بالا بزنيم‌.گفت‌ : باشه‌.فكر نمي‌كرديم‌ بگذارد حتي حرفش‌ را بزنيم‌. خوش‌حال‌ شديم‌.گفت‌ :« من‌ زني‌ مي‌خوام‌ كه‌ تا قدس‌ همراهم‌ بياد.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه