شناسه: 65374

زمانبندی جلسه

"چون محل کارم دور بود و صبح زود سرکار می‌رفتم و شب هم دیر به خانه برمی‌گشتم حمیدرضا جوری کلاس‌ها را برای ما تنظیم کرده بود که بعد نماز صبح جلسات برگزار شود." من وقتی می‌دیدم حمید صبح زود به مسجد می‌رود توی دلم می‌گفتم خوش به حال حمید نمازش را در مسجد می‌خواند. خبر نداشتم که بعد از نماز کلاس دایر می‌کند.
گاهی از مسجد که برمی‌گشت نان می‌خرید و دم در نان را می‌داد و سلام می‌کرد، می پرسیدم برای نماز رفتی؟ می گفت بله ولی از کلاس‌ها حرفی نمی‌زد. دقیقا به من نمی‌گفت که چه کارهایی می‌کند تنها می‌دانستم روی مسائل دینی و اخلاقی کار می‌کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه