دوری و دوستی
همسرم سال 1365 وارد سپاه شد. آن زمان به من گفت که مأموریتهای من گاه و بیگاه است. شاید ماهها و مدتها بروم و نباشم. من همه شرایط ایشان را پذیرفتم، چراکه خودم عاشق جبهه و جنگ بودم و برادرشان که جانباز قطع نخاع بودند همیشه در مقابل چشمانم بود. خود شهید درباره دوری و نبودنهایش به شوخی میگفت خانم از قدیم گفتهاند دوری و دوستی. ما هر چقدر دور باشیم دوستی مان بیشتر خواهد بود
ثبت دیدگاه