شناسه: 65467

باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی؛

خیلی اصرار داشت که به سوریه برود، گفت: مادر از ته دلت راضی باش، گفتم:من هیچ،ولی این دو دختر خیلی به تو وابسته هستند،من جواب اینها را چه بدهم،پاسخ داد: مادر جان شما پنج پسر داری بالاخره باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی.
سوال من از شما این است که فردای محشر اگر حضرت زهرا(سلام الله علیها) از شما بپرسد شما که چند پسر داشتی چرا یکی را برای دفاع از حرم دخترم نفرستادی، چه جوابی داری بدهی؟ گفتم: خمس شما هستی؟ گفت:" من که لایق و قابل نیستم"، گفتم: انشاءالله که هستی،
گفت: پس دعا کن که خمس بچه هایت باشم.
با همین جملات و حرف ها دل من را به دست آورد و رضایتم را جلب کرد.
به روحش قسم بعد از شهادتش کم آوردم اما خودش از ائمه برای من آرامش می خواست. الان اگر چه بی تابم ولی صبر می کنم. دلم برای اخلاقش و عطوفتش تنگ شده، برای خاطراتش. یادش من را اذیت می‌کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه