عشق شهادت
راوی محمد غلامی راد: -یادم می آی دیک دفعه به ایشان گفتم : اجازه بدهید که دیگران بروند ، شما به سهم خود خدمت کرده اید . ایشان ناراحت شد و گفت : اجل وقت و زمان نمی شناسد اگر یکدفعه اجل من فرابرسد و همین جا از دنیا بروم چکار کنم ؟ دوست دارم در جبهه باشم و مرگی پر افتخار داشته باشم . حال اگر تو مانع رفتن من بشوی روز قیامت نزد خداوند مسئول خواهی بود .
ثبت دیدگاه