شناسه: 66298

امدادهاي غيبي

راوی حسین علیزاده: بردار شهیدم حسن علیزاده برای ما تعریف می کرد که یک روز در قصرشیرین استراحت مختصری داشتم و در حال گشت و گذار در منطقه بودم که متوجه شدم پرچم مقدس کشورمان در محل استقرارش نیست و از تپه پایین افتاده است. همان طور که پرچم را برداشتم و به طرف محل خودش رفتم و او را در جای خود قرار دادم که یک دفعه از طرف دشمن بر روی من رگبار و گلوله گرفته شد. کمی خودم را روی زمین کشاندم و بلند شدم تا به سنگر خودمان برگردم که متاسفانه نیروهای خودی نیز مرا اشتباه گرفته و به طرفم شروع به تیراندازی کردند. من که در بین آنها گیر کرده بودم با هزار زحمت و از روی خار و خاشاک به طور سینه خیز خودم را به سنگر رساندم و توانستم جان خود را نجات دهم . بعد که فرمانده فهمید و علت این کار مرا فهمید به من چند روز مرخضی تشویقی داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه