خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت محمدعلی عطاردی : خواهر احمد یک شب خوات دیده بود که احمد با چند نفر دیگر لباسهای تمیز به تن دارند . از او می پرسد که تو کجا هستی ؟احمد گفته بود :ما در یک باغ هستیم و 12 امام هم در آنجا هستند پس یک ظرف خرمارا به خواهرش داده و گفته بود که این را به مادر بده تا در سفره حضرت ابوالفضل که نذر دارداستفاده کند .
ثبت دیدگاه