خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از زهرا صدقی کریموی : سه روز مانده به مراسم اول شهید حسن رضا شب چهارشنبه در خواب دیدم که ماشین حسن رضا دود کرد و حسن رضا با قواره ی بلند و پیراهن سفید از ماشین پیاده شد در خانه ی مادرم بودم که دلم عقده گرفته بود و می خواستم خوابم را تعریف کنم ولی نگفتم نذر حضرت فاطمه سلام الله علیها کردم و آخوندهای زنانه را دعوت کردم و روضه خواندیم.
ثبت دیدگاه