حرمت والدین
به روایت از محمد عبدالله زاده : یک روز یک نفر آمد و به پدرم کفت : آقای عبدا... زاده پدرتان در مشهد تصادف کرده اند . رخمی شده اند . پدرم بلافاصله به مشهد رفتند و برای پدر بزرگم خون دادند.
به روایت از محمد عبدالله زاده : یک روز یک نفر آمد و به پدرم کفت : آقای عبدا... زاده پدرتان در مشهد تصادف کرده اند . رخمی شده اند . پدرم بلافاصله به مشهد رفتند و برای پدر بزرگم خون دادند.
ثبت دیدگاه