شناسه: 67356

آخرین وداع با خانواده

به روایت از معصومه عاقلی : زمانیکه برادرم احمد می خواست به جبهه برود به برادر کوچکترمان گفته بود من می روم اما دیگر بر نمی گردم من بروم یا شهید می شوم یا اسیر یا مفقود الاثر با لاخره دیگر بر نمی گردم

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه