شناسه: 67643

پيش بيني شهادت

راوی علی اصغر طاهری: من به اتفاق برادرم علی اکبر در جبهه جنوب بودیم. ایشان جهت شرکت در عملیات آماده شده بود و قرار بود ساعت 10 شب به طرف منطقه عملیاتی حرکت کنند. آمد و با من خداحافظی کرد ولی طبق دستوری که بعداً از طرف فرمانده می آمد قرار شد فردا صبح حرکت کنند. صبح به صف شده بودند و عازم خط بودند علی اکبر از صف بیرون آمد و دوباره با من خداحافظی کرد و سفارشاتی به من کرد و گفت: از خانواده های شهداء سرکشی کن و دست از اسلام و رهبری بر ندارید که مورد غضب الهی قرار می گیرید سپس گفت: من هشت مرتبه به جبهه آمده ام و این بار به من الهام شده که شهید می شوم من به مرخصی آمدم و ایشان به عملیات رفتند. مدت 15 روز در مرخصی بودم وقتی می خواستم برگردم در راه آهن نیشابور بودم که از طرف سپاه آمدند و به من گفتند: شما نمی خواهد بروید وقتی علتش را پرسیدم گفتند: برادرت مجروح شده است. وقتی من را از رفتن بازداشتند گفتند: اگر یک حرفی به شما بگوییم ناراحت نمی شوید؟ گفتم: نه و آنها گفتند برادرت به شهادت رسیده گفتم: ما خودمان این راه را انتخاب کرده ایم چرا ناراحت شویم. سپس به سردخانه رفتیم و جنازه او را دیدم با حالتی خندان به دیدار حق شتافته او را در بغل گرفتم و بوسیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه