محبت و مهرباني
راوی عصمت اصغری: روزی که پسرم احمد می خواست به جبهه برود کیفش را آورد تا به خواهرش پول بدهد. خواهرش گفت چه کیف قشنگی احمد گفت خیلی قشنگه؟ خواهرش گفت بله. احمد گفت خواهر حتماً این کیف را از جبهه برای تو می فرستم. که پس از چند روز خبر شهادتش را آوردند .
ثبت دیدگاه