شناسه: 68020

پيش بيني شهادت

راوی ابوالفضل صدقی مقدم: هنگامی که پسرم ناصر به مرخصی پایان دوره آموزش آمده بود قرار بود به بیرجند برگردند تا تقسیم شوند خوابی دیده بود که برای هیچکس تعریف نکرد فقط به من گفت : پدر جان این دفعه آخری است که به مرخصی آمده ام و بدون هیچ توضیح و مقدمه ای گفت دیگر هرگز همدیگر را نمی بینیم چون به اخلاق او آشنا هستم و می دانم اگر بپرسم برای چه چنین می گویی، جوابی نخواهم شنید چون خیلی تودار بود من از این حرف او آشفته و ناراحت شدم ولی به راستی هرگز او را ندیدم حتی جنازه اش از شدت شیمیایی قابل تشخیص نبود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه