عشق شهادت
در خانه نشسته بودیم و تلویزیون برنامه روایت فتح را نشان می داد خانم من خواهر دو شهید بود که یکی از برادرانش را درتلویزیون نشان داد. ناگهان عبدالمجید آهی کشید و به خانم من گفت : علی را ببین درکربلای 4 است و درادامه صحبتش گفت : آیا ما هم روزی به این لیاقت خواهیم رسید و آیا ما می توانیم راه اینها را ادامه دهیم . تا اینکه در 29/1/66 به فیض شهادت که آرزویش بود رسید .
ثبت دیدگاه