قدرت روح و کرامت نفس
به روایت از علی احمدی فر : «تابستان سال 61 بود، بعد از پایان سال تحصیلی، شبی در مسجد جامع همدیگر را دیدیم، پس از سلام و احوالپرسی گفت : چه خبر؟ گقتم: هیچ، حالا که تابستان است و فصل بیکاری برای آموزش جبهه ثبت نام کرده ام و فردا به مرکز آموزش اعزام می شوم، همانجا تصمیم خودش را گرفت و گفت : فردا باهم می رویم. خلاصه روز بعد تمام کارهایش را با سرعت انجام داد و خود را به کاروان اعزامی جهت آموزش نظامی رساند، به اتّفاق همدیگر مدّت یک ماه آموزش نظامی را در پادگان 04 بیرجند گذراندیم و این عزیز با اینکه جسمی نحیف و لاغر داشت ولی همچون کوهی استوار متحمّل سختی ها و مشکلات می شد.»
ثبت دیدگاه