شناسه: 68667

پیش بینی شهادت

به روایت از علی احمدی فر : من و آقای شهابیان از رفاقت بسیار صمیمی برخوردار بودیم. یکبار ایشان به من گفت جلیل می خواهم وصیت نامه بنویسم دوست دارم تو هم حضور داشته باشی. سپس شروع به نوشتن کرد و گفت جلیل من در دنیا چیزی ندارم، فقط موتوری دارم که آن را به برادرم می دهم تنها ناراحتی و دغدغة من فرزندان شهدا هستند طاقت دوری آنها را ندارم ـ هادی وقتی در کاشمر بود به مدرسة فرزندان شاهد می رفت و امور تربیتی آنها را بر عهده داشت ـ به من الهام شده است که دیگر نمی توانم آنها را ببینم و همانطور نیز شد. ایشان دیگر به کاشمر برنگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه