خوشآمد گویی پدران شهید
به نقل از برادر شهید: داخل پادگان بودم. در عالم خواب در آسمان گنبد و گلدستهای بسیار زیبا که تمامی آن نوشتههای طلا داشت، دیدم. به دربِ مسجد که رسیدم. پدرم با حاجمصطفی آنجا در حال خوشآمدگویی بودند و فردی روحانی دربارۀ این صحنه در آسمان صحبت میکرد. صبح جریان خواب دیشبم را به رفیقم فرزند حاجمصطفی (قاسم صالحی) گفتم. او گفت: «شاید دو نفرمان در این عملیات شهید بشویم.» قاسم در همان عملیات رمضان شهید شد ولی من نه. چند سال بعد برادرم در عملیات والفجر10 به شهادت رسید. من تازه فهمیدم آن روز چرا پدرم با پدر قاسم صالحی خوشآمد میگفتند؛ زیرا هر دو پدر شهید بودند.
ثبت دیدگاه