شناسه: 69097

آخرین وداع با خانواده

به روایتاز ساسان شرافت : آخرین بار که مصطفی داشت به جبهه ها اعزام می شد من در همان عالم کودکی احساس خاصی داشتم به همین دلیل به شدت گریه می کردم. ایشان مرا به آرامی بغل کرد و گفت : من حتما بر می گردم و اشکهایت را پاک کن ، ایشان در حالی که اشکهایم را پاک می کرد و به من دلداری می داد ولی وقتی می رفت در چشمهایش حالتی بود که این احساسی را که او بر نمی گردد در من بیشتر شعله ور می شد و من با دور شدن او اشکهایم بیشتر روانه می شد و او را به اشک بدرقه می کردم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه