اولین اعزام
به روایت از فاطمه شرف نیا : دفعه اول که مصطفی به جبهه رفته بود ما خبر نداشتیم چون ایشان خودشان از سمت تربیت معلم شهید رجایی سمنان به صورت داوطلبانه اعزام شده بودند . ما به مدت یک ماه از او بی خبر بودیم زیرا هر چه تماس می گرفتیم او جواب نمی داد و یا زمانی که به خوابگاهش تماس می گرفتیم دوستانش می گفتند او در خوابگاه نیست چون ایشان به دوستانشان سپرده بودند که چیزی به ما نگویند تا اینکه بعد از یک ماه نامه ایشان از جبهه به دست ما رسید و ما آن زمان از حال ایشان با خبر شدیم و از نگرانی خارج شدیم.
ثبت دیدگاه