شناسه: 69404

خوشحالي که شکست

به نقل از مادر شهید: اوايل انقلاب بود. احمد تعداد زيادي نوار کاست داشت که مرتب آن‎ها را گوش مي‎داد.
استفادۀ بيش از اندازۀ او و بي‌اطلاع بودنم از محتواي آنها آنچنان مرا نگران و کلافه کرد که تصميم گرفتم نوارها را از بين ببرم.
در يک موقعيت مناسب که احمد نبود اين تصميم عجولانه را با شکستن نوارها به اجرا در آوردم.
وقتي برگشت يک قاليچه و تعدادي عکس امام (ره) از قم آورده بود. تازه فهميدم که احمد چه کار مي‎کند اما من از آن آگاه نبودم. کار از کار گذشته بود. زماني که با نوارهاي شکسته رو‎به‎رو شد، خوشحالي‎اش در هم شکست.
ناراحتي‏اش را بروز نمي‎داد، ولي گاهي اوقات مي‎گفت: «چرا نوارهايم را شکستي، ديگر نمي‎شود از آن‎ها استفاده کرد.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه