شناسه: 69772

عشق به جهاد

راوی محمد سلیمانی: حیدر علی تازه از جبهه آمده بود . یک روز جنازه دو شهید را آوردند و تشییع کردند . بعد از اینکه شهداء را دفن کردند و برگشتند ایشان دوباره برای جبهه ثبت نام کردند . هر چه به ایشان گفتند : شما چهار ، پنج ماه اینجا بمان تا بچه به دنیا بیاید ، قبول نکرد و گفت : دو شهید آوردند و من جگرم خون شد و باید به جبهه بروم . ایشان به جبهه رفت و شهید شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه