شناسه: 69773

شجاعت و شهامت

راوی محمد سلیمانی: یک سری حیدر علی در حالیکه میکروفن در دست داشت برای مردم درباره امام خمینی صحبت می کردند ، کدخدا به همراه مأموران پاسگاه مخفیانه آنجا آمده بودند تا در یک غافلگیری حیدر علی را دستگیر کنند . کدخدا می گوید : همین الان که مردم خونشان به جوش آمده و سرگرم هستند بهترین موقع برای دستگیری حیدر علی است . مأموران پاسگاه چون می دانستند که مردم حساس هستند و ممکن است کار به زد و خورد بکشد ، ترسیده بودند برای دستگیری حیدر علی اقدام کنند . در همین حین یکی از بچه های انقلاب از جریان با خبر می شود و بالافاصله پیش حیدر علی و پدرش می رود و آنها را از جریان باخبر می کند . حیدر علی و پدرش بلافاصله از بین مردم بیرون رفته و به خانه می روند و از خانه هم شبانه روانه کوه می شوند . ساعت یازده و نیم شب کدخدا به همراه مأموران پاسگاه به درب منزل آنها می روند و پس از بازجویی متوجه می شوند که پدر و پسر فرار کردند . صبح روز بعد اخطاریه می دهند که آنها باید خود را به پاسگاه معرفی کنند . آنها حدود یک هفته ای در کوه مخفی بودند و بعد از یک هفته هم بحمدا... انقلاب پیروز می شود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه