شناسه: 70232

لحظه و نحوه شهادت

راوی علی مهاجریان: یک روز آقای کدخدائیان دوبرگ کاغذ به من داد وگفت : زمان شهادت محمد مهدی با ایشان بودم دراین برگه ها خاطراتی از زمان شهادتش نوشته ام .ونحوه ی شهادتش را اینگونه بیان کرده بود : لحظه های آخر عملیات گردان ما که فرماندهی آن بر عهده محمد مهدی بود منتظر بودند گردان یدا.. که پشتیبان ما بود جلو بیاید وما به عقب برگردیم در همین اوضاع و احوال یکی از برادزها گفت: نکند پشت این تپه ها محاصره شویم محمد مهدی دوربین را برداشت و بالای تپه رفت که اوضاع را برزسی کند من هم پشت سر ایشان راه افتادم ناگهان سروکله ی یک هواپیمای عراقی پیدا شد .فریاد زدم تا به محمد مهدی بفهمانم که هواپیمای عراقی در منطقه است. من با یکی از برادرهای دیگر پشت یک سنگ بزرگ مخفی شدیم هواپیما به سمت ما آمد و چندتا بمب خوشه ای به زمین انداخت وچند تا از ترکش های آن به قلب محمد مهدی اصابت کرد وهمان جا به شهادت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه