شناسه: 70245

قناعت و صرفه جويي

راوی علی مهاجریان: یک روز محمد مهدی ما را برای صرف نهار یا شام به گردانش دعوت کرده بود .تعدادی از بچه ها غذایشان را کامل نخوردند و مقداری از آنان ته بشقاب بچه ها باقی مانده بود. محمد مهدی از در وارد شد .نگاهی به غذاها انداخت و گفت: اینها چیست اینجا گذاشته اید ؟ با توجه به اینکه خودش هنوز عذا نخورده بود و باقی مانده غذاها را داخل یک بشقاب ریخت و شروع کرد به خوردن.به کار ایشان اعتراض کردیم . گفتیم : مرد حسابی چه کارمی کنی ؟ گفت: هیچ کار نمی شود غذای اسلام است و همه اش شفا و دارو است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه