تواضع و فروتني
راوی جواد ستاری: در سپاه شیر بین پاسداران توزیع می شد ، پدرم آنجا نبود ، دوستش سهم شیر او را گرفته بود و به منزل ما آورد . پدرم وقتی فهمید ، سخت ناراحت شد و گفت: چون آن زمان من در سپاه نبودم ، سهمی ندارم . پدر هرگز از مسؤلیتهایش در جبهه سخن نمی گفت . هر وقت مادر بزرگم می پرسید آنجا چه می کنی ؟ می گفت : من در آشپزخانه ام می خورم و می خوابم .
ثبت دیدگاه