عشق شهادت
راوی زهرا آسیابان: به خاطر دارم روزی که محمدرضا از سربازی به خانه برگشته بود به من گفت: مادر جان آیا دلت برایم تنگ شده یا نه؟ در جواب به او گفتم بله خیلی برایت دعا کردم که به سلامت سربازیت تمام شود و به آغوش خانواده برگردی. سپس گفت: اگر روزی افتخار شهادت نصیبم شد، در غم از دست دادن من گریه نکن و صبور باش چون شهادت آرزوی قلبی من است. من هم گفتم شهادت افتخار است و من هم افتخار می کنم که مادر شهید باشم.
ثبت دیدگاه