توانایی جسمی رزمی
به روایت از علی زمانی : پدرم حاج ببر زمانی یک روز تعریف می کردند که در منطقه یک روز جوانی پیله می کند که حاج آقا زمانی شنیده ام شما پهلوان هستی و من هم کشتیگیر هستم و می خواهم یک کشتی با شما بگیرم ، هر چه پدرم به او می گوید من دیگر پیر شده ام و از من گذشته است این جوان بسیجی منصرف نمی شود تا اینکه پدرم بلند می شود و لباسش را می گیرد و او را می چرخاند اما یکدفعه از دستش رها می شود و به یک سمت پرت می شود و به وسایلی که در آنجا بود برخورد می کند و کمی زخمی می شود پدرم هم می گوید چقدر بود به تو گفتم که با من نگیر این هم عاقبتش .
ثبت دیدگاه