خواب و رویای شهادت
به روایت از صغری زحمتکش : شهید علی اصغر بار آخری که می خواست به جبهه اعزام بشود به جمع خانواده گفت: از همه شما طلب آمرزش دارم . چون احتمال می دهم که دیگر بر نگردم خواب دیدم که این بار شهید خواهم شد . شوهر بنده قبل از علی اصغر در جبهه شیمیائی شده بود با او خیلی دوست و صمیمی بود . به او به شوخی گفت : سعی کن شهید نشوی . صبر کن من هم بیام با هم شهید شویم . این دو مثل برادر بودند . خیلی همدیگر را دوست داشتند . ولی از آنجائی که ایشان در موقعیتی قرار گرفت: که دیگر جنگ در حالت صلح و پیروزی در آمد . و ایشان نتوانست به جبهه برود. و علی اصغر رفت . ولی طولی نکشید که به فیض عظیم شهادت رسید . و شوهرم به خاطر اینکه قبلا در جبهه شیمیائی شده بود ، پس از رنج بسیار و بعد از 1 سال که از شهادت علی اصغر می گذشت ، شهید شد . به آرزوی دیرینه خود رسید.
ثبت دیدگاه