تقید به حجاب
به روایت از عصمت رفویی شهر کهنه : زمانی که من هشت ساله بودم و پدرم نانوایی داشت ، یک روز من بدون چادر توی حیاط آمدم علیرضا ناراحت شد و گفت : چرا بی چادر راه می روی . گفتم : کسی که نیست . گفت : چرا یکی از کارگرهای مغازه توی حیاط بود. مگر کارگر مرد نیست ؟ کارگر باید حتما کراوات زده باشد؟
ثبت دیدگاه