مدیریت و تدبیر نظامی 1
به روایت از حسین طاهری : یادم نمی رود روزی گروهی از روستا ی نسر آمده بودند و اتفاقا یک خانمی عضو شورای المدی آن موقع که خیلی انقلابی هم بود خیلی پیگیر بودند . انصا فا امکاناتی از ما می خواستند که ما نداشتیم آقای رضوی به آنها می گفت:ما نداریم و آنها می گفتند چرا چنین و چنان . آقای رضوی یک عبارتی را به کار برد که خیلی جالب بود گفت ما می خواهیم بالای سرمان یک مثال بزنیم و سه تا شعار روی آن بنویسیم :یکی نیست . دیگری نداریم و سومی نمی شود .با این عباراتی که ایشان به کار برد باعث شرایط خاصی شد و می شود گفت افراد رضایت مند بومی گشتند آنها لوله ی گالوانیزه می خواستند که ما نداشتیم .
ثبت دیدگاه