شناسه: 71493

خاطرات سیاسی 2

به روایت از مهدی کریمی : در دوران خدمت سربازی قبل از انقلاب بنده همراه آقای رضوی بودم ، در آن زمان ایشان از جملة افراد غیر مذهبی به شمار می آمد ، یکروز جمعه که ایشان در خیابان باتظاهرات مردم روبرو شده بود بعد از بازگشت به آسایشگاه به من گفت : آقا مهدی اینها چه می گویند ؟ و این چه وضعیتی است که درست کرده اند ؟ و در همان حین فحش هم می داد ، بنده به ایشان گفتم : آ‎قا تقی فحش ندهید . اینها بر علیه نظام طاغوت قیام کرده اند . بعد از آن کمی بحث کردیم ولی ایشان قانع نشد . پس از اتمام دوران آموزش سربازی ، هم تقسیم شدیم من از ایشان خبری نداشتم تا اینکه امام دستور دادند سربازها پادگانها را ترک کنند . یک رو زکه بنده در مشهد در تظاهرات شرکت کردم شهید رضوی راد یدم و خیلی تعجب کرده بودم و به ایشان گفتم : شما اینجا چه کار می کنید ؟ و ایشان هم که علی الظاهر از پادگان فرار کرده بود گفت : به ما نمی آید که آدم بشویم ؟ بنده خیلی خوشحال شدم و صورت ایشان را بوسیدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه