شناسه: 71499

عشق به شهادت 2

به روایت از رضا رضوی برقع : یکروز مطلع شدیم که به آقا سید محمد تقى پیشنهاد سفر حج و زیارت خانه خدا شده، همگى از شنیدن این خبر خوشحال شدیم و به تدارک وسایل سفرش پرداختیم. دو روز به حرکت کاروان مانده بود که دیدیم سید محمد تقى به خانه آمد و گفت: "من قصد رفتن ندارم، اکنون کار جبهه و جنگ از رفتن به حج واجب‏تر است، تازه نیازى نیست من به خانه خدا بروم چرا که این ان شاء اللَّه به همین زودیها نزد خدا خواهم رفت." حتى در جواب دوستانش که به او گفتند: "آقا تقى بیا برو، ممکن است دیگر هیچ وقت این سعادت نصیبت نشود" خیلى مصمم و جدى گفت: "نه من نمى‏روم، من مى‏خواهم پیش خدا بروم نه اینکه خدا، اگر خدا واقعاً مرا دوست دادر پس باید مرا پیش خودش ببرد نه خدا خودش" و بدین ترتیب او از رفتن به حج منصرف شد و نرفت تا اینکه همانطور که مى‏خواست خداوند او را از میان بهترین گلهایش انتخاب نمود و پیش خودش برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه