خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از محمدرضا دلشاد : حدود یک هفته بعد از عملیات یک شب خواب دیدم که شهید علی رضایی در کافه ای شبانه کافه های بین راهی کردستان با کت و شلواری سرمه ای رنگ شبیه کت و شلوار دامادی مشغول کار کردن است و وقتی چشمش به من افتاد گفت: به خانواده ام بگو نگران من نباشید من از کت و شلوار دامادی ایشان فکر کردم که ایشان شهید شده اما با توجه به این سخنش گفتم: حتماً اسیر شده است.
ثبت دیدگاه