محبت و مهربانی
به روایت از جعفر رحیمی یزدی : برادر رزمنده ای در نگاه اول مرا شناخت و فهمید که برادر شهید مهدی رجبی یزدی هستم . سرم را غرق در بوسه کرد و گفت : من پاهایم را مدیون برادر شهیدت هستم . پاهای من مجروح شده بود و پزشکان تصمیم داشتند پاهایم را قطع کنند ، من متأثر و گریان بودم . شهید را دیدم ، علت ناراحتیم را سؤال کرد ، وقتی از جریان مطلع شد سه روز مهلت خواست و پس از سه روز آمپولی که مورد نیاز بود ، برایم آورد و آن آمپولی سبب بهبودی من شد و مانع از قطع پاهایم گردید .
ثبت دیدگاه