شناسه: 72331

اخلاص عمل 2

به روایت از حسین رجبی یزدی : دوستانش می گفتند : مدتی بود ، می دیدم شبها از جمع رزمندگان دور می شود ، به او شک کردیم و احتمال می دادیم که جاسوس است و اطلاعات را در تاریکی مبادله می کند . بالاخره با پیگیری فهمیدیم قبری در دور دستها کنده و شبها ساعتی در آنجا به سر می برد . ما صدای گریه او را از داخل قبر می شنیدیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه