شناسه: 73119

عشق شهادت

به روایت از نقره درتومی : ِیک روز که در خانه نشسته بودِیم فرزندم احمد درتومِی وارد خانه شد . دِیدم در دستش قاب عکسِی است . به او گفتم : قاب عکس چه کسِی در دستتت است ؟ گفت : مادر جان اِین عکس خودم هست . آن را بزرگ کردم تا بعد از اِینکه به شهادت رسِیدم به زحمت نِیافتِید و از کارهاِیتان عقب نمِی مانِید . اِین عکس را براِی تشِیع جنازه ام گرفتم . تا آخر خداوند شهادت را نصِیبم کرد شما به زحمت نِیافتِید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه