شناسه: 73388

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از فاطمه بلورچی : یکی از همرزمان فرزندم مهدی خوش ید طوسی برای ما تعریف کرد که شب تولد حضرت رضا (ع) داخل سنگر خوابیده بودیم در خواب دیدم که در حالت خواب هستیم ناگهان متوجه شدم یک نور سفیدی سنگر را روشن کرد و یک سید بزرگواری داخل سنگر شد و رفت روی سر مهدی و او را تکان داد و گفت: مهدی، مهدی با ما می‌آیی؟ مهدی از خواب بیدار شد و گفت: بله آقا جان می‌آیم. بعد از جا بلند شد و آن آقای سبزپوش از سنگر خارج شد و مهدی نیز به دنبالش بیرون رفت. و من از خواب بیدار شدم و متوجه شدم مهدی بیدار است و در جایش نشسته خواب را برای او تعریف کردم او لبخندی زد و گفت: من امروز به شهادت می‌رسم. حرف او درست بود و ساعت 9 صبح همان‌روز وقتی آماده شد تا گلولة آرپی‌جی را شلیک کند. هدف تیر دشمن قرار گرفت و شهید شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه