خبر شهادت
به روایت از ن.م خورشاهی : من در زمان شهادت برادرم در خوانسار اصفهان مشغول تحصیل بودم . پدرم با آن تماس گرفت و گفت:محمد علی مجروح شده است. ولی انگار که کسی به من الهام کرده بود که محمد علی به شهادت رسید. ناگهان به پدرم گفتم: برای من پیراهن سیاه بیاور. پدرم گفت: مگر چه خبر است؟ به او گفتم: هیچی فقط نمی دانم چرا دلم شور می زند. گفتم: شما بروید ببینید که در کدام بیمارستان بستری شده است. آمدم به ترمینال اصفهان تا بلیط برای کاشمر بگیرم. در ترمینال کاشمر همه مردم طور عجیبی به من نگاه می کردند. به مردم کاشمر می گفتم: از محمد علی چه خبر، عده ای می گفتند: از ناحیه پا و عده دیگر می گفتند از ناحیه دست مجروح شده، گفتم شما را به خدا واقعیت را به من بگوئید من توان شنیدن آن را دارم. مردم کاشمر گفتند: افتخار کنید محمد علی خورشاهی (برادر شما)به شهادت رسیده است.
ثبت دیدگاه