پیش بینی شهادت
به روایت از معصومه خلیلی : بار آخری که غلام حسین می خواست به جبهه برود به او گفتم چرا این قدر دیر به مرخصی می ایی حداقل آن جا که می روی کی زنگ بزن. ایشان گفت: این بار دیگر منتظر من نباشید من دارم می روم کربلا. من خندیدم و گفتم راه کربلا بسته است. غلام حسین گفت: برای من باز می شود.
ثبت دیدگاه