شناسه: 73762

حالات معنوی قبل از شهادت

به روایت از صغری نوبهاری : همیشه از ما شادتر بود و با شیرین زبانی هایش خو گرفته بودیم اما آن روز دیگر خنده ای از او ندیدیم کمی نگران به نظر می رسید . کم کم شب ، چادر سیاهش را بر آسمان گستراند . اما شب در جنوب معنا ندارد . شب یعنی ، آغاز روشنایی . آخر تمام ستارگان آسمان به این ستارگان زمینی رشک می برند . آخر همیشه آسمان روشنتر از زمین است اما در یک جای زمین است که آسمان احساس کوچکی می کند . آخر تمام ستارگان در آسمان جای دارند چه زمینی چه آسمانی نماز مغرب را همگی در سنگر اقامه کردیم در سجده با خود زمزمه می کرد نمی دانم چه می گفت شاید دعا می کرد که خدا او را بپذیرد و شاید (امن یوجیب)می خواند . آسمان سافتر از همیشه شاهد مبارزه حق علیه باطل بود و مثل هر شب آغوش خود را باز کرده بود تا امشب هم مهمان بپذیرد . سفرة شام را پهن کردیم اما مب به غذا نبرد . بیرون از سنگر رفت و خدا بهتر می داند چه گفت و چه شنید . مدتی بعد سوار بر لودر مشغول خاک ریز زدن شد . خمپارة دشمن امان نمی داد . و آتش خمپارة بود که بر روی لودر می بارید اما او بی توجه مشغول خاک ریز زدن بود . نوایی هم به گوش او می پیچید که حسن جان خاک ریز بزن ، سنگر درست کن که آخرین سنگر است هر چه در توان داری تلاش کن که وقت تنگ است و انتظار به سر آمده است . نگران نباش او تو را پذیرفته است . صدای دوستان او را به خود می آورد که برگرد بگذار آتش دشمن کمی بخوابد این صدای مکرر همرزمان است . که از او خواهش می کنند با بر گردد . ناگهان ماشین خاموش می شود و حسن پا روی زمین می گزارد و با آرامی سوی سنگر بر می گردد. هنوز سه گام بیشتر بر نداشته ، خمپاره ای در نزدیکی او به زمین می خورد وترکش خمپاره به کمر او اصابت می کند و قامت او را به زمین می افکند . به طرف او دویدیم نگاهی به خاک ریز نیمه تمام می کند و نگاهی به آسمان . لبهای خشکیده را آهسته تکان می دهد درد تر کش بدنش را ناتوان کرده است . اما گویی درد را حس نمی کند ، اشکهای ما صورت خاک گرفته ا ش را شستشو می دهد و او با لبخندی کم رنگ بر لب و بدنی خونین بر بال فرشتگان بر آسمان می رود . آه ای خدا امشب هم آسمان میهمان دارد . اشک امانم نمی دهد چرا من از قافلة عشق عقب ماندم . اما نگاه نگران حسن به خاک ریزها در لحظه های آخر رفتن و نگذاشت با متور ماشین سرد گردد . حسن جان خاک ریز را تمام خواهم کرد قسم به خون پاکت نمی گذارم بچه ها بدون سنگر بمانند . منتظر من باش .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه